تبليغاتX
مریم

مریم



بی همگان به سر شود

بی تو به سر نمی شود

.

.

اینجا


واکه ای حذف شده از تمام زبان های دنیا

من ِ بی تو ...


پشت همین چراغ ها

این صفحه

پشت ایی میل های بی جواب من به تو !

خودت بگو

چند عمر گذشته ؟!

از ندیدن تو

نشنیدن تو

نبوییدن تو

.

.


دیگر نه به کلاغ ها

به همه حسود شده ام !

به همه روان نویس های نارنجی تو

که زیر دستانت پر و خالی می شوند

کتاب هایی که تو را مبهوت می کنند

اتاقی که تنهایی هایت را می گیرد

بلوزی که تو را بغل می گیرد

به شانه ای که به موهایت می کشی

به افتر شیوی که به صورتت می زنی

به لبخندی که هر صبح به آینه می بخشی

به مسیرهایی که تو را در آغوش می گیرند

.

.

کنار گلذان آبی من

کنار دوست داشتن تو

با تو هستم

شعر هایم را یادت هست ؟


سرما خورده ام...

سرفه هایم تمامی ندارد

هنوز مرا می خواهی؟

دوستم داری؟

داد بزن

بلند بگو

صدای اتومبیل های داخل بزرگراه نمی گذارد

صدای غمگین این تصنیف...

من

واکه ای حذف شده از تمام زبان های دنیا

بی تو

.

.


( 12 اردیبهشت ماه)


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 | ساعت11:54 | توسط مریم فتح الهی |