تبليغاتX
مریم

مریم

 

۱ـ سلام

هفته خوبی بود.نمایشگاه های عکس ... حال و هوای خوبی رو برای نفس کشیدن در این تهران دود زده به ریه های هر هنرمندی میده...

ومن

خوشحالم ازسیر دیدن این همه لحظه در فریم های پر محبت و رئال

۲ـ  اما شعر...

این بار یکی از اشعار کتاب مادیان های زیبایم را برگزیدم برای گذاشتن این مطلب...

تقدیم به شما!

 

"مادیان های زیبا"

 

 

 

روزها

و شب ها...

شب ها

و روزها ...

همچون

مادیان های زیبا

در گذرند

و من اما

دل کشته ایی

همچون یابویی پیر...

حسرتی

در

دل دارم و داغی

که تا

زادروز دوباره ی عمر

ادامه خواهد داشت !

می ایستم

بالای چاه افسوس

شن های ندامت

از سطل آبی ذهن

فرو می ریزند !

مزرعه

بهم ریخته است !

گاه گاهی...

بادی می آید و آه

این

کشته ی بی جان را تکانی می دهد...

گاه گاهی ...

اما

ابرهای تابستان

بی حاصلند!

ابرهای تابستان

رمق باریدن را ندارند !

زیر باران مصنوعی خاطره ها

می چرخم و

می گردم

و آن سوتر

مادیان های زیبایم

رفتند و رفتند...

بی آنکه

من

کامی گرفته باشم !

 

+ مجموعه شعر مادیان های زیبا ـ اتنشارات هنر رسانه ی اردی بهشت - سال ۸۷- تلفن ۸۸۴۰۳۷۵۹

 


+ نوشته شده در شنبه سی ام آبان 1388 | ساعت | توسط مریم فتح الهی |


 

۱- بی بهانه

امروز سه شنبه بود . مثل تمامی سه شنبه ها...اما تهران بارانی بود. برگشت از نشر اردی بهشت و ... هوای غریب من...

 

۲- اما شعر... که از مجموعه دومم هست و البته هنوز نامی برای مجموعه انتخاب نکرده ام!

 

+  از تمامی استادان و دوستان بزرگوارم  صمیمانه سپاسگذارم برای نقدهای اثرسازشون... وراسیون این شعر تغییر کرد که در کتابم لحاظ خواهد شد.

 

" گذر از رنج ها "

 

هر روز

این صفحه از یادت را

باز می کنم!

تو دلت می خواست

شعر

در سینه ام باشد

تا حواس تو

عطر مریم بگیرد!

تو دلت می خواست

این سه  حرف را

گذر از رنج ها را

به من بیاموزی

تا از صورت کلماتت

شعر شوم

ببارم

اما امروز... 

در این بهار به پاشده در جانم

نسیم

پرده را تکان می دهد

باد

برگها را...

ولی من

دست نوازشگری دارم آیا؟!

دستان تو

که روی

دکمه های کی برد

می چرخد

و نگاهت

مجذوب نمایشگر است !

کاش

سهم من از دنیا

اتاق روشن دیروز بود

تو درونش

دنبال من می گردی! 

 

" این شعر را استاد چراغی از من تابستان ۸۸ گرفتند برای چاپ پاییزی ...در مجله مخابرات "


+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388 | ساعت | توسط مریم فتح الهی |


  

۱ـ سلام و ...

فکر کنم با سلام غیبت غیر موجه من موجه شده باشد . بعد از روزهای کار...

هر چند در این مدت از اوضاع هنر دور نبودم! نوشتن فیلم نامه  آماده کردن مجموعه دوم شعرم و ... از تمامی دوستان بزرگوارم صمیمانه  سپاسگذارم !

 

۲ـ نقدی از جناب دکتر غلامحسين عمراني

که بر کتاب من نوشتند...

 

 

يكي از آفت هاي مهم در حوزه شعر جوان چاپ زودهنگام يك مجموعه شعر توسط شاعران جوان است كه اين اتفاق از دو زاويه مختلف قابل طرح و بررسي است. نخست هيجان كاذبي است كه بيشتر جوان ها در حوزه هاي مختلف با آن دست به گريبان هستند و مي خواهند با چاپ يك كتاب حتي نازل و ضعيف، پايگاهي اجتماعي براي خود ايجاد كنند. دوم وسوسه بعضي از ناشران سودجوست كه از شعر نوپاي جوانان براي خود كيسه هايي پر بار مي دوزند.
    

اما در اين ميان گاهي شاعران گمنامي وجود دارند كه با هزينه هاي شخصي خود دست به چاپ آثارشان مي زنند كه در بعضي موارد اندك آثاري قابل تامل در ميان آنها به چشم مي خورد كه لازم است از سوي منتقدان به آن پرداخته شود.

«ماديان هاي زيبا» سروده مريم فتح الهي از همين دست مجموعه هاي جواني است كه كمتر مورد توجه قرار گرفته است.
    

شعرهاي اين شاعر جوان در عين سادگي از ژرفاي مناسبي در معنا برخوردارند و مانند اغلب شعرهاي جوان سطحي و ساده نيستند كه از زور سادگي به تاريكي و نافرجامي درغلتند.

نخستين و شايد برترين مشخصه ماديان هاي زيبا اين است كه هر شعر به شيوه اي معتدل با بياني كه درخور شاعر است (شاعرانه) بيان شده است.

بخصوص گفته ام «بيان شده است» و نگفته ام «به تصوير كشيده شده است.»

اين مجموعه، نمايش از شعر سپيد امروز است بي هيچ تقليدي از روي دست اين و آن و به همين سبب، بسيار صميمانه!

ولي نه آن اندازه صميمي كه از خط شعر خارج شده و به نثر ادبي تبديل شده باشد!

و همين مساله، ناقد را  بر مي انگيزد تا تاملي در تشخص زبان اين شاعر جوان داشته باشد. از سوي ديگر جهش هاي سوررئاليستي نيز در برخي شعرهاي اين مجموعه ديده مي شوند:

«تنهايي تو/ اينجاست/ روي سينه ام/ دراز كشيده/ حرف مي زند، آنقدر .../ كه باز هم خواب

از چشم هايم/ مي افتد/ و اشك هايم / چون دانه هاي درشت انار/ روي سفيدي متكا»/

به اين شعر نگاه كنيد: «و چشم هايم را به روي هر چه دلتنگي است، مي بندم/ بگذار، ملافه هاي سفيد زندگي را هم/ باد ببرد/ و طناب عمر/ پاره شود»
    

شاعر در اين شعر، عنصر فريبنده زبان را كنار مي گذارد و به نقد حيات دست مي يازد. بايد به شاعر اين مجموعه، تبريك گفت كه خودش هست و نه كسي ديگر و نقش كس ديگري را ايفا نمي كند.

 اما امروزه شاعران نوظهور (و البته نه همه شان) و برخي شاعران كهنه كار، حكايتشان، حكايت زندگي خودشان نيست. در حالي كه در شعر هر شاعري بايد ويژگي و خصوصيت زندگي خودش و وابسته ها و وابستگي هاي اطرافش باشد.

شاعران واقع گرا و جامعه گرا در عين پيوستن به جمع، خودشان و زندگي دروني خودشان را هيچ گاه از ياد نمي برند. چه اندازه تفاوت است ميان اين خود شاعرانه با خودخواهي اميال دوستانه مردم فرصت طلب و سودجو!

و چه اندازه اين گفته اوكتاويوپاز شاعر، نويسنده و منتقد سترگ و پرآوازه مكزيكي درباره رفتار و سلوك ذهن و زبان شاعران مصداق عيني و بارز دارد:

«همه مي خواهيم چيز ديگري باشيم و تنها عده بسيار كمي جرات مي كنند آنچه كه هستند باشند.»

 مريم فتح الهي در «ماديان هاي زيبا» اين جرات و جسارت را دارد كه آنچه هست، باشد(نه آن چيزي كه مي نمايد) تاثير عميقي كه بيشتر شعرهاي اين مجموعه (و نه همه شعرها) بر روان خواننده بر جاي مي گذارند، همان چيزي است كه از شاعران واقعي انتظار مي رود.

شعر امروز بايد بتواند به توقعات امروز پاسخ بدهد.


 

* < روزنامه جام جم شماره 2553 17/2/88 >

 


+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 | ساعت | توسط مریم فتح الهی |